بهترین روزگار و بدترین ایام بود. دوران عقل و زمان جهل بود. روزگار اعتقاد و عصر بی‌باوری بود. موسم نور و ایام ظلمت بود. بهار امید و بود زمستان نامیدی. همه‌چیز در پیش روی گسترده بود و چیزی در پیش روی نبود، همه به‌سوی بهشت می‌شتافتیم و همه در جهت عکس ره می‌سپردیم - الغرض، آن دوره چنان به عصر حاضر شبیه بودکه بعضی مقامات جنجالی آن، اصرار داشتند در این‌که مردم باید این وضع را، خوب یا بد، در سلسله‌ی مراتب قیاسات، فقط با درجه‌ی عالی بپذیرند.

داستان دو شهر

نویسنده: چارلز دیکنز
مترجم: ابراهیم یونسی

ناشر: نشر نگاه