زمین سوخته

  • نویسنده: احمد محمود
  • ناشر: معین
  • قطع: رقعی

دسته‌بندی موضوعی: ادبیات
گروه کتاب: رمان


مقدمه:

ایران کشوری محصور بین دریاها و کوه ها با کویرهای وسیع در دل خود و جنگلهای فراوان و انبوه درجای جای سرزمین پهناورش جنوب غربی قاره وسیع آسیا را به خود اختصاص داده است و همواره در طول تاریخ محل مناقشات بسیاری بوده است. چه آن زمان که از دل آن تمدن های گوناگون سر بر آوردند و امپراتوری های بیشمار پرورش یافتند چه روزگاری که حیاط خلوت امپراطوری دیگری شد و چه دورانی که از زیر یوغ آن رهائی یافت و چه آن زمان که افول کرد هر روز آن به مثابه تاریخ کل برخی کشورهای دیگر شاهد وقایع و فراز و فرودهای بسیار بوده است.

کشوری که با این همه سال قدمت، داستان، نوشتن را تازه صد سالی است که آغاز کرده، هرچند پیش از آن در نظم و نثر حرفی برای گفتن داشته اما براساس آنچه امروزه داستان نامیده می شود کودکی می کند و البته کودکی تیز هوش و پر تلاش بوده بطوریکه از آن روز که جمال زاده[1] در سال 1300 مجموعه داستان یکی بود یکی نبود خود را در برلین انتشار داد تا امروز این پوستین کهنه را بارها بسیارانی تلاش کرده اند که نو کنند بنیاد و نگذارند درفشی که او برافراشت با تمام محدودیت ها و سانسورها و نامرادی ها بر زمین بیافتد. کسانی چون صادق هدایت[2]، بهرام صادقی[3]، غلامحسین ساعدی[4]، هوشنگ گلشیری[5]، رضا براهنی[6] و بسیارانی دیگر همه و همه جنگیدند و کوشیدند تا این کودک نو پا بیاموزد و تجربه کند و باشد و بماند. سالی که نخستین جرقه ها در این گستره زده شد همزمان بود با روزگارهایی پر آشوب در ایران و جهان، ایران آبستن تغییر حکومت و نوسازی و قدم در راه مدرن شدن بود و جهان تازه از زیر بار جنگ اول جهانی بیرون آمده بود و هر لحظه در گوشه ای از آن انقلابی رخ می نمود و هنوز از زیر بار تمام این وقایع کمر راست نکرده بوی آغاز جنگی دیگر در هوای زمانه استشمام می شد.

سالهای آغازین قرن جدید برای ایران که اکنون در حال گذراندن آخرین ماه های آن هستیم با انقراض سلطنت قاجاریه همراه بود دورانی که پس از زوال شاهنشاهی صفویه که تا مدتها ایران را دچار آشوب و گرفتاری کرده بود و هر حکومتی دوام چندانی نداشت، دوران پر دوامی به حساب می آمد و اولین قدمها برای آشنایی با جهان در حال توسعه نیز در آن زمان برداشته شد. پس از قاجاریه که با رفتن احمد شاه جوان تمام شد آقا رضا پهلوی قدرت را در دست گرفت و خوان دوران شاهنشاهی دیگری را گسترد که البته به قد دو پادشاه بیشتر دوام نیاورد اما همین دو ایران را از آن هئیت عقب افتاده ای که قاجار به ایشان تحویل داده بود در لباس فاخر مدرن به خواهندگان حکومت بعدی تحویل دادند. ایرانی با کمترین امکانات آموزشی، بهداشتی و زیر بنائی از قاجاریه تحویل گرفته شد و در مسیر رشد و شکوفائی تحویل جمهوری اسلامی به رهبری آیت الله خمینی شد که بنا داشت نظم نوینی بر پایه اسلام و اصول آن بنا کند.

قرن چهاردهم هجری شمسی برای ایران شامل تغییر حکومت، انقلاب، جنگ، کودتا، اشغال توسط دول بیگانه، قحطی گسترده، دست به دست شدن دولت ها و در یک کلام همه آنچه برای یک جامعه مخل ثبات و پیشرفت است در خود داشت و همه اینها خوراک کافی برای ذهن خلاق نویسندگان فراهم می آورد. یکی از این نویسندگان که به اغلب این موارد در آثار خود پرداخته است احمد محمود است و زمین سوخته ی او داستان روزهای آغازین جنگ عراق بر علیه ایران تازه منقلب شده است.

احمد اعطا معروف به احمد محمود متولد دی ماه سال 1310 در اهواز است دبیرستان را در همان جا خواند و بعد به دانشگاه افسری رفت و به قول خودش درگیر بازیهای سیاسی شد در حوادث مرتبط با کودتای 28 مرداد 1332 به مدت چهار سال به زندان افتاد او از جمله کسانی بود که زیر بار امضاء توبه نامه نرفت و پس از زندان نیز تبعید نصیب یافت و از همان زمان درگیر مشکلات تنفسی شد که تا آخر عمر دست از سر او برنداشت. در همان سالهای زندان نخستین کتاب خود را که مجموعه ی داستان کوتاه بود به چاپ رساند. محمود در مجموع 9 مجموعه داستان کوتاه و 5 رمان بلند در طی 45 سال فعالیت ادبی خود نشر داد که به عبارتی معروف ترین و جنجالی ترین آنها رمان بلند همسایه ها می باشد که هیچگاه نتوانست بدون گیر و تیغ سانسور به راحتی به دست خواننده مشتاق برسد و بهترین آنها نیز انجیر معابد است که از جمله شاهکارهای ادبیات فارسی از بدو تولد داستان نویسی آن بحساب می رود. اما در این میان همانطور که اشاره شد محمود علاقه ای ویژه به خوراکی که تاریخ به ناگزیر در اختیارش قرار می داد داشت بطوریکه هماسیه ها وقایع دوران پیش از کودتا را تا روزهای کودتا دنبال می کند، مدار صفر درجه و داستان یک شهر وقایع پس از کودتا تا حوالی انقلاب 1357 را پی میگیرند و زمین سوخته به ماه های نخستین پس از انقلاب و مشخصاً روزهای آغازین جنگ هشت ساله ی نامبارک و نامیمون می پردازد. به این ترتیب چهار رمان از پنج اثر بلند او به وقایع تاریخی بطور مستقیم میپردازد و البته بهترین اثر او یعنی درخت انجیر معابد با درون مایه های نقد اجتماعی بیشتر درونمایه ای روانشناسانه دارد و فرد و جامعه را از درون می کاود. احمد محمود در سال 1381 جهان را برای همیشه بدرود گفت و در امام زاده طاهر شهر کرج در کنار هوشنگ گلشیری و احمد شاملو آرام گرفت.

نویسندگان جهان بخصوص آنها که به رئالیسم و رئالیسم اجتماعی توجه داشته اند توجه مخصوصی به تاریخ زمان خود و گذشته نشان داده اند بخصوص مسئله ی جنگ و تبعات آن برای افراد و جامعه از چشم ایشان دور نمانده است. کسانی چون ارنست همینگوی در وداع با اسلحه، لوی تولستوی در جنگ و صلح، آندره مارلو در امید و بسیارانی دیگر که هریک به فراخور به جنگ پرداخته اند. و پژوهشگران بسیاری نیز بر تاثیر جنگ بر ادبیات به کنکاش دست زده اند و آثار فراوانی در این گستره به چاپ رسیده است.

ایران در عصر احمد محمود:

یرآواند آبراهامیان در کتاب ایران بین دو انقلاب شرح مبسوطی از وضع ایران در زمان مورد نظر ما ارائه داده است او اشاره می کند که ایران در زمان منتهی به انقلاب مشروطه از داشتن هرگونه زیرساختی بی نصیب بود و انقلاب مشروطه نیز ناشی از فرنگ رفتن تعداد محدودی از ایرانیانی بود که دستشان به دهانشان می رسید و طی ان با تحصیل علوم جدید و آشنایی با مفاهیم تازه در سر شور تغییر ساختار های کشور خود را پروراندند و در بازگشت به میهن به رواج این اندیشه ها پرداختند و موجبات آشنایی مردمان را با مفاهیم جدید فراهم آوردند و زمینه وقوع مشروطه خواهی را چیدند که نهایت امر منجر به امضا فرمان مشروطه به دست مظفرالدین شاه شد هرچند دیری نپایید که جنگ داخلی درگرفت و محمد علی شاه دستور به توپ بستن مجلس را صادر کرد و بسیاری را به دار آویخت و استبداد صغیر را رقم زد و کار به قشون کشی قوای سردار اسعد بختیاریف سپهبد تنکابنی، ستار خان و باقرخان و ... کشید تا محمد علی شاه پناهنده سفارت روس شود و شیخ فضل الله نوری به دار آویخته گردد و مشروطه دوباره جان بگیرد هرچند این جان دوباره نیز دوای درد ایران و ایرانی نشد و مشروطه خواهان خود به اختلافات درونی دچار شدند و درگیری بین ایشان باعث تضعیف مشروطه شد تا جاییکه مردم جان به لب رسیده که روزی سرود پیروزی مشروطه سر داده بودند برای آمدن رضا خان هلهله سر دادند بلکه مردی مقتدر و آهنین اراده چون او بتواند هرج و مرج و بی ثباتی را فرو نشاند. که البته فرونشاند و با برقراری سیستم دیکتاتوری خاص حاکمان خودکامه شروع به ایجاد اصلاحات ساختاری در ایران نمود، از خط آهن تا ساخت کارخانه و خط تولید صنایع و تشکیل نیروی نظامی منظم و آموزش دیده و تاسیس دانشگاه و... اما چرخش او به سمت آلمان در زمانیکه توجه مناسبی از آمریکا و انگلستان دریافت نکرد آن هم در بوحبه ی آغاز جنگ جهانی دوم باعث شد با شروع جنگ جهانی دوم علی رغم اعلام بی طرفی ایران و پس از حمله آلمان به شوروی ایران توسط نیروهای انگلستان از جنوب و ارتش سرخ از شمال اشغال شود شاه معزول گردد و با تلاش محمد علی فروغی ولیعهد بر تخت سلطنت بنشیند ولیعهد جوان و کارنابلد بر مسند کشوری اشغال شده با انبوه مشکلات.

انگلستان مطابق توافق پس از پایان جنگ ایران را ترک کرد اما ارتش سرخ همچنان باقی ماند و به جنبش های استقلال طلب آذربایجان و کردستان کمک نمود تا در نهایت با کسب امتیاز تاسیس شرکت مختلط ایران روسیه برای نفت شمال رضایت داد و ایران را ترک نمود. پس از رفتن ارتش سرخ از ایران هنوز شاه جوان و تازه نفس از چند و چون ماجرای حکومت داری آگاهی کافی نداشت که مسئله ی ملی کردن صنعت نفت به رهبری مصدق پیش آمد و ایران با قدرت دیگری از جهان سر شاخ شد این بار حریف سرسخت و دندان گرد بود و از هر فشاری بهره میبرد تا دولت ایران را به زانو درآورد اما مصدق پیر، لجوج و انعطاف ناپذیر هیچ چیز را جز پذیرش ملی شدن صنعت نفت ایران و پذیرش جهانی آن نمی پذیرفت و تا جایی پیشرفت که شاه نگران و ترسیده جلای وطن کرد و در دل امیدی به بازگشت نداشت علی رغم اینکه مصدق قول داده بود که تاج و تخت او را حفظ خواهد کرد. مصدق در نهایت نفت را ملی کرد پوزه ی انگلستان را به خاک مالید اما روباه پیر کینه مصدق را به دل گرفت و با همکاری سازمان جاسوسی آمریکا طرح سرنگونی دولت مصدق را ریخت و در این راه از هیچ خیانتی به مردم ایران دریغ نکرد شرح کامل این اتفاقات در کتاب همه مردان شاه اثر استیون کینزر آمده است و نشان میدهد کودتا علیه دولت مصدق به عنوان اولین عملیات برون مرزی ایالات متحده آمریکا چه تاثیری بر روند تاریخ جهان گذاشت.

پس از کودتا و بازگشت شاه به کشور، مسیر دیکتاتوری توام با پیشرفت کشور ادامه یافت و ایران نیروی نظامی و اقتصادی خود را تا حد امکان توسعه بخشید اما آزادی محدود بود تا در نهایت انقلاب 1357 رخ نمود و اساس کشور را دچار تغییرات اساسی کرد. وقوع انقلاب از نظر کینزرریشه در همان کودتا داشت و روی کار آمدن یک دولت اسلام گرا با شعار نه شرقی نه غربی که نشان از عدم تمایل ایشان به آمریکا و شوروی داشت حاصل همان حماقتی بود که در سرنگونی دولت مصدق داشتند و حال در 1357 باید بنشینند و از بین رفتن منافع خود را تماشا کنند و با حاکمانی سر کله بزنند که زبانشان را نمیدانند و ایشان نیز زبان سیاست روز را نمیفهمند و فقط در قید و بند شریعت و دینشان هستند هرچند همین ایشان نیز هنوز چندی از انقلاب نگذشته راه و چاه را یاد میگیرند.

ایران پس از انقلاب خیلی زود وارد جنگ میشود جنگی که با یورش عراق به مرزها و شهرهای ایران آغاز می گردد علت وقوع این حادثه را در بخش بعد مرور خواهیم کرد و اینجا صرفاً جهت اشاره باید بیان شود که انقلاب در هر کشوری یک فضای مبهم در در روابط بین المللی ایجاد می کند و به نظر می رسد این وظیفه بر عهده انقلابیون باشد که خود را به جهان بشناسانند و نشان بدهند تا چه میزان حافظ نظم موجود هستند و یا می خواهند نظم حاکم بر منطقه را نیز مانند نظم حاکم بر کشور خود به چالش بکشند و آنطور که از مقالات و کتب تاریخی پیرامون جنگ و انقلاب 1357 برمی آید انقلابیون ایران نه تنها پیام حفظ نظم موجود در منطقه را به جهان ارسال نکردند بلکه تا جاییکه توانستند پیام های مخاطره آمیز برای کشورهای همسایه و منطقه صادر کردند و کشوری را که تازه از دست حکومت پیشین در آورده بودند و هنوز با چم و خم کار خو نگرفته بودند و بسیاری از سران ارتش نظام سابق را کشته بودند یا زندانی کرده بودند یا تحت تعقیب داشتند خود را به دام جنگی نابرابر انداختند که هشت سال زندگی را بر مردمان سرزمینشان حرام کرد خوابهای کودکان را زیر شلیک موشک های رژیم بعث عراق آشفت و شهر ها را نابود کرد ویرانی چنان وسیع که هنوز بعد از گذشتن چند دهه انقلابیون آن موقع که امروز دولتمردان زبرورنگی شده اند نتوانسته اند ویرانی ها را اصلاح کنند و خرابی ها را آباد. احمد محمود در چنین محیطی رشد یافت قلم به دست گرفت، دید و نوشت و در نهایت به خاطره ها پیوست.

 

جنگ چیست؟

بشر امروزی بیش از آنکه برای جنگیدن تربیت شود برای صلح تربیت می شود (عاملی رضایی، 1393؛ ص 126)[7] اما هم او باید در لحظه وقوع جنگ برای آرمانی والاتر و در جهت نجات خانه و خانواده و وطن خود مهیای جنگ شود و این جنگ از این جهت که فرد آمادگی مواجه با ان را ندارد موجبات بروز مشکلات روانی در او را پدید می آورد. بوتول از قول کلاوزویتس در تعریف جنگ می نویسد جنگ عمل خشونت آمیزی است که شدت آن تا بی نهایت ادامه پیدا میکند (اطهری، جهانگیری، 1397، ص 102)[8] و این عمل خشونت آمیز از دیرباز وجود داشته و همچنان نیز در جای جای جهان جریان دارد در این میان اتفاق دیگری نیز وجود دارد که با جنگ قابل قیاس است و خود گاهاً از عوامل اصلی بروز جنگها بحساب می آید و آن انقلاب است. حال تصور کنید کشوری را که در آن انقلاب صورت گرفته و سریع تر از آنچه فکرش را بکند درگیر جنگی فرسایشی نیز می شود جنگی که از مرزها فراتر رفته و به یک جنگ صنعتی ( رحیمی، 1388، ص54)[9] یا بعبارتی دیگر به جنگ شهر ها تبدیل می شود.

جنگ چیزی جز یک دوئل بزرگ نیست (کلاوزویتس، درباب ماهیت جنگ، ص 13)[10] این باور نخستین نویسنده اثری درباب جنگ است این فیلسوف و متفکر آلمانی در کتاب خود جنگ را بطور مبسوطی توضیح می دهد او می گوید جنگ کنش نیرو به قصد تحمیل اراده خود بر دشمن است (همان، ص 13) و هدف از آن خلع سلاح قوای دشمن می باشد (همان، ص 14)، وی بر این باور است که انگیزه سوق دادن ملت ها برای جنگ دو چیز است احساسات خصومت آمیز و قصد تخاصم میگوید قصد تخاصم ارجحیت دارد (همان، ص 17) کلاوزویتس جلوتر در همان کتاب اشاره همی کند که هدف سیاسی انگیزه ای بنیادین در معادله جنگ است (همان، ص 36) و ادامه می دهد که جنگ یک فعل سیاسی است (همان، ص 61) و همیشه انگیزه های سیاسی در پس آن نهفته است و در واقع ادامه سیاست است با استفاده از ابزاری دیگر (همان، ص62).

یکی از نگرش ها به فضای روابط بین الملل بر آن است که در فضای بین الملل آنارشی حاکم است به این معنا که در آن حکومت واحد وجود ندارد لذا همیشه احتمال درگیری وجود دارد و همه سعی خواهند کرد در توازنی از قوا قرار داشته باشند (غلامی، پور اسمعیلی، 1393، ص 204)[11] اگر این تعادل بر اثر نیروی خارجی  یا تغییری در یکی از عناصر تشکیل دهنده نظم برهم بخورد گرایشی در اعاده تعادل اولیه با ایجاد تعادلی جدید در نظام دیده می شود (همان، ص 206) در حقیقت آنجا در یک منطقه مهم است توازن قواست اگر یکی از همسایگان بیش از سایرین قوی شود دیگران سعی خواهند کرد جلوی قدرت او را بگیرند یا خود را به او برسانند. اما این نکته نیز جای تامل دارد که معمولاً در هر منطقه نیروهایی دست بالا را خواهند داشت و در حقیقت مجموعه امنیتی منطقه را شکل میدهند. این مجموعه می تواند شاما یک دو یا چند کشور باشد که بهترین حالت آن مجموعه ی دو کشور است ( همان، ص 208).

همانطور که اشاره شد وضعیت روابط بین الملل در یک آنارشی به سر میبرد که با توزان قوا کنترل می شود و اگر یکی از طرفین توازن دچار تزلزل شود رقبا میتوانند از موقعیت استفاده کرده جای او را بگیرند یا او را از گردونه بیرون رانده و نظم را بر هم زده یا طرح دیگری از نظم را حاکم کنند. ایران در منطقه پیش از انقلاب بعنوان یکی از ارکان برقرار نظم در منطقه حضور پر قدرتی داشت و ارتباط موثر و مشخصی نیز با بلوک شرق و غرب برقرار کرده بود و همانطور که پیشتر نیز بیان شد جهان در مقابل ایران دچار ابهام نبود اما با وقوع انقلاب 1357 و کشتار سران ارتش نیروی نظامی ایران به شدت ضعیف می شود از طرفی انقلابیون پیام های غیر واضح به جهان صادر میکنند و فضای مبهم به وجود آمده به واسطه ی انقلاب را نه تنها تعدیل نمی کنند که خود به ابهام بیشتر آن دامن میزنند و نظم بین المللی را تشویق می کنند تا در مقابل این عنصر ضعیف شده ی مبهم گارد بگیرد و این نیروها زمانیکه میبینند در منطقه فرصتی هست تا عنصر دیگری جای عنصر پیشین را بگیرد، عنصری که انگیزه کافی سیاسی و ایدئولوژی را نیز دارد از او حمایت میکنند و او را برای ورود به جنگ و به چالش کشیدن این عنصر تازه به دوران رسیده ی مبهم تشویق می کنند و جنگ اینگونه آغاز می شود.

 انقلابیون ایران برآنند که باید انقلاب خود را صادر کنند و مدام از حمایت از مستضعفان جهان دم میزنند و میخواهند اندیشه های خود را در دیگر کشورها رشد دهند و از گروه های اسلامی همسو با خود حمایت میکنند. و اولین کسی که به کشور انقلابی پا میگذارد یاسر عرفات است رئیس  سازمان آزادی بخش فلسطین که تنها شش روز پس از پیروزی انقلاب مهمان انقلابیون می شود و هنوز ساختار روابط بین المللی خود را مشخص نکره اند اعضای سفارت یک کشور را به گروگان میگیرند  و تا جاییکه توان دارند در بهم زدن فضای منطقه تلاش میکنند لذا دیگران سعی میکنند این مجموعه ی از کنترل خارج شده را کنترل کنند و تا کشوری اعلام آمادگی جهت حمله نظامی به کشور انقلاب شده را مطرح میکند همه به حمایت بر میخیزند.

ایران و انقلاب ایران و انقلابیون ایران در آن روزها به تنها چیزی که نیاز نداشتند جنگ بود و به تنها چیزی که نیاز داشتند صلح و آرامش بود که با رفتارهای هیجانی خود هشت سال وارد جنگی فرسایشی شدند که دامنه آن از خط مقدم جبهه به درون شهر ها کشیده شد و جامعه را با تمام ارکانش به لرزه درآورد اقتصاد، فرهنگ، خانواده همه و همه دستخوش ناخوشی شدند.

ادبیات جنگ:

جنگ مگر یک رخداد نیست مگر تاریخ نگاران و وقایع نگاران و مستند سازان آن را برای خوانندگان و شنودگان نقل نمی کنند مگر درگاه های رسمی حکومتها آن را به نحو مورد علاقه خود به مردمان سرزمینشان تحمیل نمی کنند پس چرا باید ادبیات پایش به جنگ باز شود یا بعبارتی بهتر جنگ پایش به ادبیات باز شود؟ پاسخ این پرسش را پل ریکور اینطور می دهد که روایت داستانی از گزارش تاریخی برتر است ( پرستش، جان نثاری، 1390، ص 22) و آدورنو ب آن اضافه می کند که داستان شکل نوشتن تاریخ به شکل ناخودآگاه است (همان، ص22)، بخصوص ار تاریخ کشوری این چنین پر فراز و نشیب بوده باشد که خوراک کافی برای نویسندگان آن فراهم آورد. همانطور که پیشتر نیز اشاره شد بازه زمانی مابین 1300 تا 1400 دستخوش اتفاقات بسیاری بوده است که هرکدام مواد لازم جهت نوشتن داستان های بلند بسیاری را فراهم کرده اند و در این میان میتوان به جنگ بعنوان بزرگترین و طولانی ترین رخداد در ایران معاصر اشاره کرد که در دل خود هزار نطفه ی دست نخورده ی داستانی دارد و این جدا از فرزندان داستان های به دنیا آمده آن است از جمله داستان زمین سوخته احمد محمود.

داستان از جهتی دیگر نیز به روایت تاریخی برتری دارد و آن این است که میتواند به گفتمان رسمی حاکمیت وفادار نباشد (همان،ص 23) بعبارتی دیگر در میان نویسندگانی که درباره جنگ می نویسند هستند کسانی که به طریقه ی بازگویی ماجرا از نگاه حکومت وفادار نمی مانند و آنچه دیده و لمس کرده اند را به رشته تحریر در می آورند برای مثال گفتمان اصلی جمهوری اسلامی ایران درباره جنگ ترسیم و تعریف یک دفاع مقدس است و تلاش برای نشان دادن رشادت ها قهرمانی ها جانفشانی ها، اما آیا همه مردم جنگ را به همین شکل درک کردند آیا در میان این مردم نبودند کسانی که از جنگ بیزار بودند آیا نبودند کسانیکه ترجیح میدادند هرچه زودتر این قائله پایان بپذیرد، آیا نبودند کسانیکه با شعارها سر ناسازگاری داشتند و نمیخواستند جوان پر پر شده شان را هدیه به رهبر کنند و بسیاری از این دست، اینجاست که نویسندگان مستقل که نان حاکمیت را نمیخورند میتوانند از فضای رسمی گفتمان فاصله گرفته و انچه به واقع رخداده است را روایت کنند.

ادبیات در ساده ترین تعریف خود نوعی به خدمت گرفتن کلمات است برای بیان مقصودی خاص که در ادبیات جنگ این مقصود همانا توصیف و تبیین و تشریح جنگ است؛ جنگ امریست که با بشر تکامل یافته و همواره در طول تاریخ با بشر همراه بوده و به جرأت می توان گفت زمان و زمانه ای نبوده که از جنگ خالی بوده باشد و از این رو بخش عمده ای از نوشته های بشر مربوط به جنگ می شده ( اردلانی، 1391، ص 32)[12] از ایلیاد و اودیسه هومر تا امروز رد پر رنگ نقش جنگ در لا به لای خطوطی که نویسندگان بر روی کاغذ آورده اند مشخص است.

نویسندگان ایرانی نیز از این دایره بیرون نبوده اند و جنگ در آثارشان ظهور و بروز داشته، با توجه به اینکه داستان نویسی به شکل مدرن آن در ایران همانطور که اشاره شد نوپا می باشد و عمر درازی ندارد و نخستین جنگ بزرگی که داستان نویسان ایرانی با آن مواجه شدند جنگ هشت ساله با عراق است لذا اغلب آثاری که در آن رنگ و بوی جنگ می آید مربوط به این واقعه ی مهم در تاریخ اخیر ایران می شود که هم لحاظ زمانی طولانی بود و هم از لحاظ تاثیر بر روان انسان ایرانی عمیق می نماید بطوریکه امروز نیز پس از گذشت بیش از دو دهه از پایان آن میتوان در خلق و خوی ایرانیان تاثیرات جنگ را دید و حتی در کوچه پس کوچه های شهرهایی که بطور مستقیم با جنگ رو به رو بودند آثار جنگ را مشاهده کرد و از این رو همچنان جنگ برای ایرانیان تازگی خود را حفظ کرده است.

حکومت ایران تمام سعی خود را در سالهای پس از جنگ کرده است تا روایت رسمی فضای غالب بر ادبیات جنگ را تحت سیطره خود داشته باشد و تا حدود زیادی نیز موفق بوده است.. اما با این حال بوده اند نویسندگانی که از صف رسمی نویسان بیرون جسته اند و روایت خود را از جنگ تعریف کرده اند.

داستان های مربوط به جنگ را می توان در چند گروه دسته بندی کرد از لحاظ زمانی معمولاً این داستانها به دو گروه عمده ی در حین جنگ و پس از جنگ تقسیم می شوند ( پیروز و سایرین، 1392، ص61)[13] از طرفی اغلب نویسندگان داستان های خود درباره جنگ را در غالب رئالیسم نوشته انده هرچند برخی بخصوص در آنچه بعد از دهه هفتاد در این گستره منتشر شده به سایر سبک های ادبی نیز روی آورده اند (همان، ص 58) ناگفته نماند برخی نیز در دسته بندی داستانهای مربوط به جنگ از دسته بندی مثبت نگر منفی نگر و نگاه سوم استفاده کرده اند (همان، ص 59) که می توان گفت جریان مثبت نگر همان اندیشه و روایت رسمی حکومت را بیان کرده و می کنند و از جنگ به دفاع مقدس یاد می کنند و همه آن را زیبا و سرشار از حماسه و رشادت می بینند.

ادبیات جنگ قرار است در عین بیان وقایع رخ داده، آنچه بر سر جامعه و افراد آن رفته را نیز بازگو کند، قرار نیست تنها به رشادت ها بپردازد یا روحیه مردم را بالاببرد و آنها را به جنگیدن تشویق کند، شاید بتوان گفت در سالهای حین جنگ این انتظار از نویسنده می رود که با دمیدن روح ایستادگی و مقاومت مردمان سرزمینش را به پاسداشت میهن تشویق کند اما نباید فراموش کرد که جنگ هیچگاه روی زیبا ندارد و نویسنده همانطور که مردمان سرزمینش را به ایستادگی و مقاومت تشویق می کند باید سیاستمداران را تذکار دهد که آنچه بر سر مردمان می رود از سر میل ایشان به جنگ است و آنها که برکنار نشسته اند و اهداف سیاسی خود را (همانطور که کلاوزویتس نیز اشاره میکند جنگ امتداد سیاست است) دنبال می کنند آگاه باشند که بر سر ویرانی و خون مردمان سرزمینشان معامله می کنند. از طرفی نویسندگان بایسته است با پایان جنگ دست به کار نوشتن درباره مصائیبی شوند که جنگ بهمراه آورده از آوارگی و بی خانمانی بسیاری تا فشارهای اقتصادی و اجتماعی تا مردمان بخوانند و بدانند که دیگر بار به راحتی زیر بار فشار سیاستمداران برای آغاز جنگ یا دست یازیدن به آن نروند. این نکته نیز قابل ذکر است که برخلاف آنچه حکومت ایران در روایت رسمی جنگ هشت ساله را دفاع مقدس می نامد و در تلاش است که این اندیشه را جا بیندازد که عراق حمله کننده به ایران بوده (که جای تردیدی در این امر نیست) اما واقعیت امر همانطور که در بخش پیشین نیز اشاره شد نشان از این دارد که انقلابیون ایران دانسته یا نادانسته هیزم بر آتش عراق ریختند این نکته چیزی از جاه طلبی و زیاده خواهی عراق کم نمی کند اما موید این نکته است که سیاسیون ایران نیز کاملاً بی تقصیر نبوده و بری از گناه راه انداختن جنگ نیستند.

زمین سوخته اثر احمد محمود:

احمد محمود در سالهای آغازین جنگ دست به کار نوشتن رمانی زد که حال و هوای ماه های ابتدایی جنگ را روایت می کرد. زمانیکه عراق تجاوزاتش را به مرزهای ایران آغاز کرده بود اما انقلابیون ساکن پایتخت که تازه زمام امور را در دست گرفته بودند انگار نمیخواستند باور کنند همسایه بجای پذیرش انقلاب و بازکردن درها برای ارسال انقلاب ایران به داخل کشورش قصد دارد مقاصد سیاسی پیشین خود را عملی کرده و از خلاء ژاندارم منطقه استفاده کند و ایدئولوژی خود را بجای هژمونی پیشین بنشاند. محمود در رمان خود خشم و ناراحتی مردمانی را روایت میکند که بارها از خود میپرسند چرا از پایتخت اقدامی صورت نمیگیرد تا جلوی تجاوز گرفته شود. محمود با روش رئالیستی که شاخصه ی اصلی آن بیان واقعیت بی پیرایه است اثری را خلق می کند که طی آن به بیان معضلات بوجود آمده به واسطه ی جنگ و شرایط اجتماعی حاکم بر کشور انقلاب زده ی درگیر جنگ میپردازد. محمود البته چندان تلخ نمی نویسد و نمی تواند بنویسد چراکه اثر او در سالهایی منتشر می شود که همه جامعه انتظار ایستادگی و مقاومت دارند و گاهاً در داستان محمود شعارزدگی برخی شخصیت ها نیز توی ذوق می زند اما با این همه رمان محمود از روایت رسمی حاکمیت فاصله دارد و به تاثیرات اجتماعی جنگ در حد امکان در آن زمان بحرانی میپردازد.

زمینه سوخته ی محمود یک رمان رئالیستی است که در آن زمان خطی و مکان برای خواننده واضح و مشخص است ( همان، ص 63 و 79) راوی محمود اول شخص است و خواننده نه تنها در طول داستان نام او را نمی فهمد بلکه چندان اطلاعاتی نیز از او بدست نمی آورد (اردلانی، ص 54) بلکه انگار راوی دوربینیست که خواننده به واسطه ی آن جهان مورد نظر را می بیند البته تنها در مواردی نادر راوی از عواطف و احساسات خود نیز اطلاعاتی می دهد. رمان محمود بیش از آنکه جنبه ی روانکاوانه پیدا کند و بخواهد درونیات شخصیت ها را بکاود به بیان اطلاعاتی اندک از عواطف و احساسات ایشان بسنده می کند و شخصیت پردازی را در سطح ظاهر نگاه می دارد و بیشتر به روابط بین فردی و اوضاع اجتماعی متمرکز است.

نویسنده ی زمین سوخته از هر سه نظریه اصلی شخصیت پردازی استفاده می کند (همان، ص50) اما بیشتر به شیوه توصیف استدلالی، که شاخصه ی آن بیان اطلاعاتی ساده از شخصیت ها از قبیل نام ویژگی های ظاهری گاهی سن و نحوه لباس و از این دست بسنده می کند. رمان دارای شخصیت های فراوانی است که جز در ارتباطات اجتماعی چندان پرداختی به ایشان از طرف نویسنده صورت نمی گیرد خواننده زمین سوخته بیش از آنکه بفهمد جنگ با روح و روان مردمان چه کرده در میابد مردمان در چه شرایطی زندگی کرده اند و با چه معضلاتی رو به رو بوده اند. محل اصلی داستان در قهوه خانه است جاییکه راوی به وفور به آنجا رجوع می کند و با همشهری ها و هم محله ای به گفتگو می نشیند و وقایع را نظاره و برای خواننده روایت می کند و در آخر داستان وقتی قهوه خانه دیگر وجود ندارد راوی نیز شهر را ترک می کند و داستان تمام می شود.

 

[1]  سید محمد علی جمالزاده (1270-1376) پدر داستان نویسی معاصر

[2]  صادق هدایت (1281-1330)

[3]  بهرام صادقی (1315-1363)

[4]  غلامحسین ساعدی (1314-1364)

[5]  هوشنگ گلشیری (1316-1379)

[6]  رضا براهنی (1314- عمرش دراز باد)

[7]  عاملی رضایی، سیده مریم؛ 1393؛ تحلیل مناسبات خانوادگی در ادبیات داستانی جنگ، ادبیات پارسی معاصر، سال چهارم، شماره 2، صص125-146

[8]  اطهری، سید اسدالله، جهانگیری ، سعید، 1397؛ از انقلاب اسلامی تا پسا انقلاب؛ پژوهش های راهبردی انقلاب اسلامی، شماره 1، صص101-126

[9]  رحیمی، زهرا، 1388، بررسی آثار و تبعات جنگ شهر ها در ایران؛ نگین ایران، شماره 31، صص53-70

[10]  کلاوزویتس، کارل فون، 1399، تهران، نشر روزگار نو

[11]  غلامی، طهمورث؛ پوراسمعیلی، نجمه، 1393، جنگ ایران و عراق از دیدگاه موازنه قوا، نشریه سیاست دفاعی، شماره 86، صص 201-242)

[12]  اردلانی، شمس الحاجیه، 1391، شخصیت پردازی در رمان زمین سوخته، پژوهش های نقد ادبی و سبک شناسی، شماره 7، صص 31-56

[13]  پیروز، غلامرضا و سایرین، 1392، تحلیل چند رمان واقع گرا در عرصه ی دفاع مقدس، پژوهش های زبان و ادبیات فارسی، شماره 29 ، صص 57-88

کلمات کلیدی

مطالب مرتبط

مطلب مرتبطی با این کتاب یافت نشد!