تسخیرشدگان

  • نویسنده: آلبر کامو
  • مترجم: خشایار دیهیمی
  • ناشر: نشر ماهی
  • قطع: جیبی
  • نام انگلیسی: Les Possédés
  • تعداد صفحات: 232 صفحه
  • سال انتشار: 1959

دسته‌بندی موضوعی: ادبیات
گروه کتاب: رمان


کامو این اثر را با اقتباس از یکی از بهترین کتاب‌های فیودور داستایفسکی به نام شیاطین (= تسخیرشدگان = جن زدگان ) نوشته است. 
شیاطین (با ترجمه سروش حبیبی ) کتاب بزرگی است و کامو با وفاداری کامل به متن و روند جریانات کتاب اصلی، اقتباس خیلی خوبی از آن را گردآورده، و در واقع عصاره کتاب داستایفسکی را برای این نمایشنامه بیرون کشیده، با این توضیحات خواندن این نمایشنامه یک تیر و دونشان است.
کامو این اثر را در سال 1959 نوشته و همان سال آن را شخصا کارگردانی کرد و به روی صحنه‌ی تئاتر برد. نمایش عظیمی که 3ساعت و نیم طول داشت، با 30 بازیگر که بعد از 180 جلسه تمرین و صرف حدود 20 میلیون فرانک هزینه، آماده نمایش عمومی شدند.
آلبر کامو درباره این کتاب می‌گوید: تسخیرشدگان یکی از چهار یا پنج اثری است که من فراتر از همه‌ی آثار قرارشان می‌دهم. از بسیاری جهات می‌توانم ادعا کنم که با آن بار آمدم و از آن تغذیه‌ی فکری کردم. به هر صورت، تقریبا بیست سال تمام در عالم خیال شخصیت‌های آن را بر روی صحنه به تصور درآورده‌ام. این شخصیت‌ها، علاوه بر این‌که در قواره‌ی شخصیت‌های دراماتیکند، رفتاری مناسب، توأم با طغیان‌ها و عکس‌العمل‌های سریع و ناراحت‌کننده دارند. علاوه بر این، داستایفسکی در رمان‌هایش از تکنیک تئاتری بهره می‌گیرد: او از دیالوگ استفاده می‌کند و فقط گهگاه به مکان و عمل می‌پردازد. افراد تئاتری ــ چه بازیگر، چه کارگردان، چه نویسنده ــ همیشه در کارهای داستایفسکی می‌بینند که خود او همه‌ی پیشنهادهای لازم برای اجرا را داده است. ‌

بریده‌ای از کتاب آلبر کامو نوشته ژرمن بره و ترجمه  خشایار دیهیمی از مجموعه نسل قلم را می‌آوریم:
تسخیرشدگان (1959)، آداپتاسیون تئاتری کامو از رمان شیاطین داستایفسکی که بر تخیل کامو در دوره‌ی جوانی که آن را خوانده بود سخت تاثیر نهاده بود. گروه مردان بی‌قرار داستایفسکی، که شور و شوق ویرانی به پیش‌شان می‌راند ـ تسخیرشدگان ـ دقیقا تجسم دشمنی هستند که کامو در سراسر عمر با آن در نبرد بود. این دشمن را داستایفسکی «روح نفی و مرگ» خوانده بود؛ «روح نفی و مرگ» در همه‌ی اشکال و انواعش، از آشکارترین و پرشورترین‌شان گرفته تا نهان‌ترین و خزنده‌ترین‌شان، که در شخصیت مرموز استاوروگین به‌هم در آمیخته‌اند. کامو جنایت پنهانی، تحول و دگرگونی، و سرنوشت استاوروگین را در مرکز و محور نماشنامه‌اش قرار داده است. آداپتاسیون کامو، که از «کمدی طنزآمیز به درام و تراژدی» حرکت می‌کند، از سوز و گداز عشق بشری ـ که در شخصیت شاتوف، قربانی قتلی بی معنی، متجلی می‌شود ـ تصویر متقابل و همسنگی برای «روح مرده ی»  نیهیلیست ها می‌سازد. تسخیرشدگان سنتز و ارکستراسیون بزرگی است از همه‌ی آثار پیشین کامو و نوعی تخلیه نهایی پیش از حرکت به سوی چرخه‌ی تازه‌ای که طراحی کرده بود و با آدم اول آغاز می‌شد؛ چرخه‌ای که موضوع آن «نوع خاصی از عشق» بود و تصادف اتوموبیل در جاده‌ی پاریس آن را ناتمام گذاشت.
 

کلمات کلیدی

مطالب مرتبط

بریده‌های کتاب

وقتی قدرت رو به دست بگیریم، اگر اصرار داشته باشی، می تونیم مردم رو با فضیلت تر هم بکنیم. ولی فعلا تردید ندارم که احتیاج به یکی دو نسل آدمهای بی اخلاق داریم. ما احتیاج به یه فساد استثنایی و دل به هم زن داریم که آدم هارو تبدیل به حشره هایی کثیف، بزدل و خودخواه بکنه. آره، اینه چیزی که بهش احتیاج داریم. و ما یه کناری وای می ایستیم و مرتب خون تازه بهشون می رسونیم تا همیشه مزه ی خون توی دهنشون بمونه.

من یه نیهیلیستم و نیهیلیست ها احتیاج به بت دارن. تو اون کسی هستی که ما احتیاج داریم. تو هیچ وقت به هیچ کس توهین نمی کنی، ولی همه ازت نفرت دارن. تو با همه طوری رفتار می کنی که انگار با تو برابرن، ولی همه ازت می ترسن. اما تو از هیچی نمی ترسی. تو می تونی به همون آسونی که از جونِ بقیه می گذری، از جونِ خودت هم بگذری. این فوق العاده ست.

اگه به خدا معتقد باشی، مجبوری تن به داغون کردنِ همه چی ندی و اگه تن به داغون کردنِ همه چی ندی، باید فقط مزخرف بگی و مهمل ببافی... من همه چیزو خراب می کنم و بقیه باید بسازن. دیگه حرفِ اصلاحات رو نباید زد. هرچی که اصلاح بشه، وضع بدتر میشه. مردم هرچه زودتر دست به خراب کردن بشن، بهتره. باید با خراب کردن شروع کرد.