درخشش زودگذر

  • نویسنده: پی‌یر دریو لاروشل
  • مترجم: مهسا ابهری
  • ناشر: فرهنگ آرش
  • قطع: رقعی

دسته‌بندی موضوعی: ادبیات
گروه کتاب: رمان


یک کتاب خاص و بی‌رحم!
داستان درخشش زودگذر درباره‌ی مردی‌ست که دچار بحران میان‌سالی است. آلن لروی 30 ساله که از جنگ‌جهانی اول جان به‌در برده و مدتی به‌خاطر افسرگی در بیمارستان روانی بستری بوده. از بیمارستان مرخص شده و حال در دنیایی که برایش معنی ندارد به‌دنبال دستاویزی برای زندگی است.
تنها تسلی‌هایش مواد مخدر و زنان هستند، و فکرش درگیر مرگ و خودکشی.
کتاب شرح تقلای آلن برای یافتن امید در 24 ساعت پایانی زندگی‌اش است. مراجعه او به دوستانش و هرآن‌کس که می‌شناسد تنها برای یافتن یه قلاب که به آن دست بیاویزد و بماند. او با ظاهر جذابش می‌تواند زنان را بخود جذب کند، ولی در این‌کار جز به تیغ زدن آنها فکر نمی‌کند، به‌سوی زنان می‌رود تا به پول برسد تا بتواند به مواد مخدر پناه ببرد، یک چرخه‌ی پوچ و معیوب. آدمی که درد زیستنش را با نشئگی و مواد تسلا می‌دهد و دستاویزی نمی‌یابد تا خود را از شر این‌ها رها کند.

زندگی به او تصویری آشفته، پر تلاطم، سرشار از سنگینی سکوت و ناتوانی کلمات ارائه کرده بود.

نویسنده را شاید بتوان با سلین مقایسه کرد، او همچون سلین سیاهی زندگی را به شما نشان می‌دهد، سعی در پنهان کردن رنج و درد شخصیت‌هایش ندارد، زندگی را در برابر چشم خواننده عریان کرده و بی‌پروا از آن سخن می‌گوید.
کتاب را می‌توان از مهم‌ترین‌های ادبیات فرانسه دانست، کتابی است که منتقدان بحث‌های زیادی درباره‌اش کرده اند. کتاب به نوعی روایتگر زندگی نویسنده‌اش نیز می‌باشد که در 52 سالگی خودکشی کرد.
اقتباس سینمایی این کتاب بر شهرتش افزود. این فیلم با نام Le Feu Follet  در 1963 به کارگردانی لوئیس مال ساخته شده و در وب‌سایت IMDB از مخاطبان امتیاز 8 گرفته.
توصیه‌ی این کتاب به دیگران کمی سخت است شاید به مذاق خیلی‌ها خوش نیاید، اما اگر از دنیای سلین و خواندن از تلخی‌ها بدتان نمی‌آید این کتاب شاهکاری است که باید بخوانید.

کلمات کلیدی

مطالب مرتبط

بریده‌های کتاب

در واقع، بزرگ‌ترین حماقت قرن حاضر این است که پزشک از قدرت اختیار افراد کمک می‌گیرد، درحالی که خودش وجود این اختیار را نفی می‌کند، آن‌را چیزی از پیش تعیین شده در میان موارد مقرر، می‌داند.اختیار فردی افسانه‌ای مربوط به دوران دیگری است؛ نسلی که توسط تمدن به تحلیل رفته، قادر نیست به اختیار اعتقاد داشته باشد. بلکه تنها می‌تواند به جبر پناه ببرد...

صفحه‌ی: 39