ما

  • نویسنده: یوگنی زامیاتین
  • مترجم: انوشیروان دولتشاهی
  • ناشر: نشر دیگر
  • قطع: رقعی
  • نام انگلیسی: we
  • تعداد صفحات: 226 صفحه
  • سال انتشار: 1921

دسته‌بندی موضوعی: ادبیات
گروه کتاب: رمان


«ما» روایتی از آینده‌ای تاریک.
سال 1921 زامیاتین در شوروی تازه انقلاب کرده و یک سال قبل از تشکیل اتحاد جماهیر شوروی، آرمان‌شهری را در کتاب «ما» به تصویر می‌کشد که در آن انسان‌ها سعادتمندند، چون آزادی‌شان را به بهای سعادت فروخته‌اند.
بعد از جنگ دویست ساله‌ای که فقط دو دهم جمعیت زمین از آن جان سالم به در برده‌اند، دیگر نه جامعه‌ای باقی مانده و نه کشور و تمدنی. تمام انسان‌ها (اعداد!) تحت یک حکومت واحد «یکتادولت» و در یک کشور واحد «یکتاکشور» مستقر شده‌اند. تحت حکومتی از منطق محض، قوانینی نوشته شده توسط ریاضیدانان که در آن همه‌چیز پیش‌بینی شده است و امکان وقوع امری غیر از آنچه برنامه‌ریزی شده وجود ندارد. دنیای مکانیکی بی نقص. در کشوری که توسط دیواری شیشه‌ای محصور شده و از طبیعت وحشیانه نیاکان انسان‌ها جدا شده، که هیچکس از آن دیوار عبور نکرده است. کشوری ساخته شده از شیشه. شیشه‌ای محکم‌تر از فولاد که تمام خانه‌ها و وسایل زندگی و شهر از آن ساخته شده تا هیچ چیز از دید هیچکس مخفی نماند. قبل از جنگ دویست ساله عشق و گرسنگی بر جهان حکومت می‌کرد و بعد از آن گرسنگی توسط ماده‌ای از فراورده‌های نفتی ریشه کن شد و عشق زیر لوای ریاضیات و جبر مدفون شد. آزادی از انسان‌ها گرفته شد و در ازای آن سعادت به آن‌ها داده شد. چرا که وعده بهشت نیاکان ما هم چنین است. در بهشت دوحق انتخاب وجود دارد: آزادی بدون سعادت یا سعادت بدون آزادی. حال بعد از جنگ در یکتاکشور بهشتی مقرر شده است که انسان‌ها همیشه طالب آن بوده‌اند!
دنیایی که در آن انسان‌ها روح ندارند ("ولی اصولا روح یعنی چه؟ معنایش را درست نمی‌فهمم." ص 115). انسان‌ها حق تخیل ندارند چون تخیل کردن یک بیماری است. دنیایی که در آن خیانت یک آرمان است. دنیایی که در آن شهوت انسان‌ها طبق منطق و برنامه‌ریزی انجام شده تحت فرمان آمده؛ عشق معنایی ندارد. دنیایی بدون احساس.
جایی که انسان‌ها اسم ندارند. هرکس شماره‌ای دارد و وظیفه‌ای که نمی‌تواند از آن تخطی کند. همه جزیی از یک کل هستند که هرکاری را طبق برنامه و منظم و هماهنگ باهم انجام می‌دهند، حتی به دهان بردن و جویدن 50بار لقمه در دهان هم طبق برنامه است!
ما دنیای سیاهی‌ست!
بنظر من «ما» از مهم‌ترین و بهترین نمونه‌های داستان‌های پادآرمان‌شهری‌ست. کتابی که می‌توان ردپایش را در داستان‌های این ژانر مثل دنیای قشنگ نو، 1984، میرا و ... به وضوح پیدا کرد. خواندن ما از واجبات است!

از صفحه‌ی ویکی‌پدیای کتاب:
بستر
ما در آینده اتفاق می‌افتد. D-۵۰۳، مهندس فضاپیماست و در جایی زندگی می‌کند که عمدتاً از شیشه ساخته شده تا پلیس مخفی بتواند آسان‌تر از مردم جاسوسی کرده و بر آن‌ها نظارت داشته باشد. ساختمان محل زندگی افراد زندانی است به شکل سراسربینی که بر اساس طرح جرمی بنتام ساخته شده است. علاوه بر این، سیستم این دولت طوری از مدل فردریک وینسلو تیلور متاثر است که بالاترین میزان بهره‌وری تولیدی را به همراه داشته باشد. مردم در صفوف منظم و با لباس متحدالشکل حضور دارند. راهی برای اشاره به یک فرد جز شماره‌ای که به او اختصاص داده شده، وجود ندارد. جامعه دقیقاً بر اساس منطق و استدلال، به عنوان محملی برای قوانین یا ساختار جامعه، حرکت می‌کند. بر این اساس، رفتار فردی هم بر اساس منطق و فرمول‌ها و معادلات ایجاد شده توسط دولت، تنظیم می‌شود.

اهمیت
این اثر از لحاظ ادبی با پیروی از سنت ادبی کلاسیک روسیه، از هیولای بوروکراسی گوگول، شناخت لسکوف از ورطه‌های درونی انسان‌ها و استادی او در کالبدشکافی روانی ایشان و نفرت داستایفسکی از خوشبینی به پیشرفت و خوش‌خیالی سیاسی، تاثیر می‌پذیرد. همین‌طور پیش‌گویی‌های فنی و سیاسی حیرت‌آوری دارد. او در دهه دوم قرن بیستم از موشک‌های فضاپیما، جراحی مغز و موسیقی الکترونیک صحبت می‌کند. همین‌طور از پلیس مخفی، پرده آهنین، انتخابات یکپارچه، اردوگاه‌های کار اجباری و اتاق‌های گاز صحبت می‌کند. درست دوازده سال پیش از نگارش دنیای قشنگ نو و بیست و هشت سال پیش از ۱۹۸۴.

میراث
این کتاب مستقیماً بر نویسندگان و آثاری چون:
۱۹۸۴ اثر جرج اورول
سرود اثر آین رند
دنیای قشنگ نو اثر آلدوس هاکسلی
محرومان اثر اورسولا لو گویین
پیانوی خودنواز اثر کرت وانه‌گت
تاثیر گذاشته است.
...

  • ترجمه‌ای قدیم‌تر از کتاب توسط بهروز مشیری با عنوان: بی‌جا،  ۱۳۵۲
کلمات کلیدی

مطالب مرتبط

بریده‌های کتاب

در بهشت به آن دو، حق انتخاب دادند: سعادت بدون آزادی، آزادی بدون سعادت. راه سومی وجود نداشت.

صفحه‌ی: 88