گوته

رنج‌های ورتر جوان

اساساً آدم هایی خوشبخت ترند که بچه وار فارغ از غم فردا زندگی می کنند و به هرجا که می روند عروسکشان را با خودشان می برند و رخت به تنش عوض می کنند و به هوای نان قندی مادر با همه ی احترام جلوی صندوق خوراکی بالا و پایین می روند، وقتی هم که بالاخره به این آرزوی دلشان رسیدند. دو لپه می خورند و داد می زنند: بازهم!

صفحه‌ی: 22
درباره‌ی: رنج‌های ورتر جوان درباره‌ی: یوهان ولفگانگ فون گوته