شعرهای سرزمین چک 6


مارینا تسوتایوا

ترجمه: محمد مختاری

گرفتند با شتاب، گرفتند بسیار
کوه‌ها را گرفتند و اندرونشان را گرفتند.
زغالمان را گرفتند و فلزمان را از ما گرفتند.
گرفتند سرب را نیز و بلور را گرفتند.

شکر را گرفتند و شبدر را گرفتند.
شمال را گرفتند و غرب را گرفتند.
کندو را گرفتند و خرمن علف را گرفتند.
جنوب را گرفتند از ما و شرق را گرفتند.

گرفتند واری‌را و تاتراس را گرفتند.
دم دست را گرفتند و دوردست را گرفتند.
اما بدتر از گرفتن بهشت روی زمین از ما اینکه
در جنگ به‌خاطر زاد و بوم ما آنان پیروز شدند.

گرفتند گلوله‌ها را از ما، تفنگ‌هامان را گرفتند.
گرفتند آب‌های معدنی را، رفقا را نیز گرفتند:
و همان‌گاه که دهانمان می‌خواهد به رویشان تف اندازد
تمام کشور را هنوز سلاح پوشانده است.

دفتر: زاده اضطراب جهان