عنوان: نمایش "قتل های نیمه کاره"

عکس خوبی از آقای آب‌برین از صحنه نمایش "قتل های نیمه کاره" می‌بینیم.
صحنه از هر طرف نیمه کاره ماند تا معماگونه، نام نمایش را تداعی کند.
خود نمایش هم بیانی راز آلود داشت و این شباهت، متناسب است.
از سویی جدا از اینکه این صحنه نمایش است، من فکر می‌کنم خود فرم و شکل پاها و نحوه قرار گیری آن هم جالب توجه و وزن خوبی در صحنه دارد. اینکه عکاس توانست در یک صحنه نمایش این کادر را بیابد حکایت از هوشمندی و فرصت شناسی‌اش است.
حتما می‌دانیم که پا هم زبان خودش را دارد. حالات قرار گرفتن پا بصورت نسبی می‌تواند مشخص کننده برخی روحیه ها و اخلاق فرد باشد ولی این پاها یک نکته جالب دارند. اینکه پا برای رفتن است ولی هیچکدام این پاها میل رفتن ندارند. سر خیلی جاها با پا همراهی میکند ولی اینجا سر رفتن نیست! من خودم حس میکنم واقعا زمان در صحنه متوقف مانده و گویی قرار نیست هیچ کار و حرکتی انجام شود، من هم به نظاره نشستم و منتظرم با اینکه میدانم اتفاقی نخواهد افتاد. سر نیست و پا، پای رفتن نیست !
عکس جالب توجهی شد. سپاس از شما


جزئیات

  • نام عکاس: بابک آب برین
  • نام منتقد: امید رمضانپور سراجی
  • تاریخ: 1398/06/02