از کلمه تا مفهوم

از کلمه تا مفهوم

کلمات، قدرتمندترین و به تعبیری پیچیده ترین ابزاری هستند که بشر ساخته است تا به وسیله ی آن راه ارتباطی پایدار را بگشاید. به وسیله ی کلمات است که ما از گذشته آگاه می شویم و برای آینده طرح می ریزیم. تا پیش از ساخت این جادوی عجیب، انسان ها راه های ارتباطی دیگری داشتند که کفاف انتقال مناسب اطلاعات را نمی داد و همچنین قدرت کافی برای ذخیره تجربیات و یافته ها را هم نداشت هزاره ها زمان برد تا از دل آواهای بی مفهوم و نقاشی ها و حروف تصویری به حرف رسیدیم و از حرف به کلمه و از کلمه به جمله و بعد تا جاییکه امکان داشت این ابزار تازه ساخته را پیچیدیم و پیچیدیم و پیچیدیم تا دیگر خودمان هم نتوانستیم درست مفاهیم مستتر در پشت کلمات را درک کنیم.

وقتی با کودکی از بدو تولد در ارتباط هستیم این سیر را به وضوح می بینیم ابتدا هیچ نمی گوید و یحتمل درکی هم از آنچه ما می گوییم ندارد بعد آهسته آهسته آواهایی تولید می کند شما با او صحبت می کنید و کلماتی را که آوایی ساده تر دارند برایش تکرار می کنید تا او هم تکرار کند در این لحظه نیز او همچنان درکی از آنچه می گوید ندارد تا شما آن کلمه را به چیزی در واقعیت بیرون یا حالتی روانی یا اتفاقی انتزاعی مرتبط می کنید. می گویید بابا و با دست به پدر کودک اشاره می کنید می گویید ماما و با دست مادر کودک را نشانه می روید و به همین ترتیب؛ بزرگتر که شد مفاهیم پیچیده تر را کار می کنید و مداوم با این پرسش رو به رو می شوید که " این چیه؟ " یا " چرا؟ ".

تمام این ها را نوشتم تا بگویم که هر کلمه در ذهن ما مفهومی را تداعی می کند که با سیر آشنایی و مواجهه مداوم ما با آن در طول گذشته مان در ارتباط مستقیم است. به عبارتی وقتی من در سن سی سالگی کلمه ای را می شنوم آن کلمه مفهومی را در ذهن من بیدار می کند که از لحظه ی نخستین شنیدن و آشنایی و مفهوم سازی آن در ذهن من ثبت شده و در طول زندگی من تکرار شده است. برای همین است که وقتی ارتباطی کلامی با دیگری برقرار می کنیم اغلب باید حرفهایمان رای هم توضیح دهیم قطعاً برای همه ی ما پیش آمده که گفته یا شنیده باشیم " منظورم این نبود " پس منظورمان چه بوده چطور کلمات نتوانست آنچه ما در ذهن داشتیم را به دیگری منتقل کنند، این اتفاق نه تقصیر ما نه تقصیر کلمات که تقصیر مفاهیم پیچیده ایست که در طول زمان در ذهن هر فرد برای هر کلمه شکل پیدا کرده و ارتباط را به امری دشوار و پیچیده تبدیل نموده.

شاید بهترین کار برای ما در نخستین گامهای ارتباطیمان با هر دیگری منحصر به فردی یکسان سازی مفاهیم مستتر در کلمات پر کاربرد باشد یا حداقل توجه به این نکته که شاید آنچه من می گویم با آنچه او می شنود فرق داشته باشد. با تمسک به این روش، تنش و اختلاف را به حداقل می رسانیم و حداقل درک برابری از یکدیگر خواهیم داشت. این چیزیست که کمتر به آن توجه می کنیم و بستر بسیاری از اختلافات در همینجا نهفته است.

ما انسان ها می توانیم نجربیاتمان را به کلام بکشیم و کلام را با کلمات ذخیره کنیم تا قرنها بماند و دیگران آزموده را نیازمایند، و شاید راه دیگری را آزمایش کنند که" آزموده را آزمودن خطاست " اما اینکه ما چطور از این ابزار برای بهبود و پیشبرد راه خود استفاده می کنیم نکته ایست که باید روی آن عمیق شد.

نظرات

نظر خود را بنویسید