کوتاه درباره خوشه های خشم و جان اشتاین بک

کوتاه درباره خوشه های خشم و جان اشتاین بک

چرایی خواندن آثار ادبی برای طیف گسترده مخاطبان دلایل مختلفی دارد هرچند می توان آنها را به دو گروه عمده تقسیم کرد برخی از سر تفنن روی به خواندن می آورند و برخی از سر اجبار به واسطه درس کار یا باور به اینکه برای آموختن و تغییر نیاز به خواندن این آثار می باشد اما نمیتوان این واقعیت را انکار کرد که خواننده پس از خواندن هر اثر ادبی دیگر نفر قبل از خواندن آن اثر نخواهد بود چرا که داستان خوانده شده اتفاقات واکنش شخصیتها و از این دست خواسته یا ناخواسته دانسته یا نادانسته جایی در ذهن او باز می‌کند که در موقع لزوم بیرون می‌آید و به داد او می رسد.

 خواننده جدی تر اثر ادبی اما از خواندن صرف یک رمان فراتر می‌رود و به جستجو در زمانه ی نوشتن اثر بر می خیزد از چند و چون زندگی نویسنده با خبر می‌شود نقدها را می‌خواند شاخصه‌های اصلی کتاب را استخراج می‌کند تا نهایتاً به هدف نویسنده نزدیک شود کاری شبیه آنچه شلایرماخر در هرمنوتیک خود قصد آن را داشت و گاهاً از آن فراتر می‌رود نویسنده را نادیده می‌گیرد و تاویل خود را از متن ارائه می کند مانند آنچه گادامر مدنظر داشته هرچند این کار از سر ناخودآگاه او باشد.

خوشه های خشم جان اشتاین بک اثریست که شاید آنکه از سر تفنن سراغ آن آمده را در فصل های اول نا امید کند چرا که صفحات نخستین کتاب کند پیش می رود اما آنکه تحمل کند و استقامت به خرج دهد نتیجه بهتری از یک کتاب نیمه خوانده و رها شده نصیبش می شود.

 در گستره مقالات پارسی آثار کمی درباره خوشه های خشم به نگارش درآمده است و با توجه به ظرفیت بالای این اثر ادبی برای پرداختن به آن جای تعجب دارد سال ۱۳۸۴ طی گزارشی خانم قابلی در نشریه گلستان به شخصیت های عصیانگر جان اشتاین بک با تمرکز روی دو رمان خوشه های خشم و راسته کنسروسازان پرداخت همچنین در سال ۱۳۸۹ شریفی و عرفانیان طی مقاله‌ای در نشریه زن در فرهنگ و هنر نمود زبانی تمایلات فمنیستی در رمان خوشه های خشم را بررسی کردند و در نهایت دو مقاله تطبیقی یکی نوشته صادقی و زارع درباره ورود مدرنیته در رمان  نفرین زمین و خوشه های خشم و دیگری نوشته حجازی درباره نوتاریخگرایی در جای خالی سلوچ و خوشه های خشم هر دو در نشریات تطبیقی به سال ۹۶ به چاپ رسیدند

رمان خوشه های خشم در سال ۱۹3۹ در آمریکا با نام اصلی The Grapes of Wrath  به چاپ رسید و در سال ۱۳۲۸ توسط مسکوب و احمدی و در سال ۱۳۷۸ توسط شریفیان به فارسی برگردانده شده است اشتاین بک برای نگارش این کتاب جایزه پولیتزر را برد و در ۱۹۴۰ فیلمی با همین نام ساخته شد.

 نویسنده یا به عبارتی بهتر هنرمند تحت تاثیر زمانه ی خویش است و اثر هنری واکنشی است نسبت به شرایطی که در آن قرار گرفته نشان می‌دهد لذا شناختن زمانه ی نویسنده جهت درک بهتر کار هنری لازم به نظر می‌رسد.

 کتاب خوشه های خشم در سال ۱۹3۹ به چاپ رسیده است نویسنده در زمان انتشار کتاب ۳۷ ساله بود به عبارتی او زاده و پرورش یافته قرن بیستم است در ابتدای قرن زاده شده و در اواسط قرن از دنیا می رود (1968) قرنی که در آن اتفاقات بزرگی رخ داده است و به طور حتم بسیاری از آنها را درک کرده و از آنها به عنوان مواد اولیه در آثار خود بهره برده است کتاب همانطور که گفته شد در ۱۹۳۹ به چاپ رسیده سالی مهم برای جهان سالی که در آن آلمان نازی با حمله به چکسلواکی آغازگر جنگ جهانی دوم می‌شود که جهان هنوز آمادگی ورود به آن را نداشت چرا که از زیر بار فشار مالی و روانی جنگ جهانی اول که تنها ۲۰ سال از پایان آن گذشته بیرون نیامده بود. جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ آغاز گردید زمانی که نویسنده کتاب خوشه های خشم ۱۲ ساله بود و در نهایت با نوشتن پیمان ورسای در ۱۹۱۹ پایان یافت پیمانی که شرط اصلی آن پرداخت هزینه‌های جنگ توسط کشورهای شکست‌خورده آلمان، اتریش- مجارستان، ترکیه و بلغارستان به مبلغ ۱۸۶ میلیارد دلار بود که خود از عوامل بروز جنگ جهانی دوم شناخته می‌شود.

جنگ اما تنها بار مالی روی دوش جهان نگذاشته بودانسان مدرنقبل از جنگ تبدیل به انسان پوچ گرای پس از جنگ شدجنگ ویرانی های فراوانی بجای گذاشت با تلفات سنگین چیزی نزدیک به 18 میلیون نفر؛ کشورهای بسیاری نیز از جنگ زاده شدند امپراتوری‌های بزرگی نیز فرو ریخت و در کل جهان بینی انسان مدرن نسبت به جهان و فضای پیرامونش دستخوش تغییر اساسی شد.

نسل اول نویسندگان پس از جنگ همه چیز را سیاه می دیدند کسانی چون توماس مان، جیمز جویس، مارسل پروست و ویرجیانا وولف به ویژه در آثار خود فضای یاس و مرگ را به وضوح مطرح کردند جایی که فضا برای امیدواری نبود و این نتیجه فقدان حس زندگی و شور در جهان اطراف ایشان بود. (قابلی، 1384)

یک دهه پس از جنگی که در خلال آن اقتصاد آمریکا شکوفا شده بود در یک روز سه شنبه (29 اکتبر 1929) بازار سهام امریکا سیاه‌ترین روز خود را تجربه کرد سه شنبه سیاه سر آغاز بحران بزرگی بود که پس از آن بانکها از پا افتادند و مردم هراسان پولهای خود را از بانک‌ها بیرون کشیدند؛ تولیدات کشاورزی بیش از نیاز مصرف بود لذا قیمتها پایین می آمد، ریزش قیمت‌ها بسته شدن کارخانه‌ها و مزارع کشاورزی را به همراه داشت و تعطیلی آن‌ها به رشد بیکاری دامن زد در ۱۹۳۰ تعداد بیکاران به ۶ میلیون نفر رسید و در  1931، هشت میلیون بیکار در آمریکا وجود داشت (فارل، 1392). روزولت در 1۹۳3 به قدرت رسید و با طرح اقدامات جدید سعی کرد ساختار اقتصادی را اصلاح کند هر چند دهه ۳۰ با بحران اقتصادی بیکاری فزاینده همراه بود پس از تصویب قانون ساماندهی کشاورزی زندگی کشاورزان اجاره دار باز هم سخت‌تر شد کار به جایی رسید که به زمین داران پرداخت می‌شد تا بخشی از محصول خود را از بین ببرند ایشان محصول از بین می‌بردند اما حاضر به پرداخت حساب کشاورزان نبودند در نتیجه دو و نیم میلیون کشاورز سهم بر و اجاره دار از زمین بیرون رانده شدند و این همان چیزی است که جان اشتاین بک در کتاب خوشه های خشم به دقت شرح آنها را می دهد در واقع کتاب تاریخ نگاری است از دهه ۳۰ آمریکا از زبان یکی از خانواده‌های از روی زمین رانده شده یکی از آن دو و نیم میلیون بیکار.

 زمینداران از پول دولتی به جای پرداخت کشاورزان و نگهداشتن ایشان بر روی زمین برای خرید تراکتور اقدام نمودند در ۱۹3۴ با تلاش های نورمن توماس از حزب سوسیالیست اتحادیه کشاورزان اجاره دار جنوب تاسیس شد زمینداران نیز همه آنهایی که احساس می‌شد در این اتحادیه هستند از زمین بیرون کردند همان‌هایی که کتاب خوشه های خشم از آنها به عنوان سرخ ها یاد می کند مجادلات ادامه داشت و با جانبداری دولت از زمینداران خوشه های خشم در دل کشاورزان رشد کرد.

 اتحادیه در ۱9۳۵ در زمان برداشت پنبه اعلام اعتصاب کرد پس از ۱۰ روز زمینداران کوتاه آمدند و دستمزد ها افزایش یافت اما این آتش بسی موقت بود پس از اتمام کار کارگران دوباره اخراج و کار ارعاب آنها از سر گرفته شد (همان).

با وجود میلیاردها دلاری که خرج طرح اقدام جدید شد در 1935 یازده میلیون بیکار همچنان در آمریکا وجود داشت. دور دوم ریاست جمهوری روزولت نوید پایان بحران بزرگ بود هرچند در 1938 انگار دوباره بحران بازگشت این تکرار دوباره بحران پس از چند سال تلاش برای مهار آن تنها با آغاز جنگ در 1939 پایان یافت یعنی بهبود اقتصادی آمریکا در پیوند به جنگ دوم جهانی رقم خورد. چرا که آمریکا تولیدات خود را به میدان جنگ می فرستاد و چرخه کار دوباره در آنجا به حرکت درآمد، جنگ دوم جهانی نیز همچون جنگ اول جهانی کمترین خسارت را به آمریکا وارد کرد و بیشترین سود را نیز آمریکا از آن برد.

با این اوصاف کتاب خوشه های خشم در واقع آینه ای در برابر زمانه نویسنده است که در ۲۷ فوریه 1902 در کالیفرنیا به دنیا می‌آید در دانشگاه استنفورد تحصیلی ناتمام را تجربه می‌کند به نیویورک می‌رود خبرنگار می‌شود به کالیفرنیا باز می‌گردد کارگری می کند و از همین راه با مشکلات کارگران آشنا می‌شود نخستین اثرش را به نام جام زرین در ۱۹۲۹ منتشر می کند جایزه پولیتزر را بخاطر کتاب خوشه های خشم به خانه می‌برد و نوبل ادبیات ۱۹۶۲ را دریافت می‌کند سه بار ازدواج می کند و در اواخر عمر از مواضع خود به واسطه آشنایی و دوستی با جانسون رئیس جمهور وقت عقب‌نشینی می‌کند و در ۲۰ دسامبر ۱۹۶۷ از دنیا می رود هرچند مناقشه بر سر دارایی‌های او سال‌ها پس از مرگش نیز بین دو فرزندش از همسر دوم و آلین اندرسون همسر سوم جریان می یابد.

همانطور که در بخش پیش نیز بیان شد کتاب خوشه های خشم جان اشتاین بک کتابی ست راوی زمانی خود و بیان کننده رنج زحمتکشان و طبقه محروم که در کشاکش مصیبت های بزرگ در پی سه شنبه سیاه بوجود آمده گرفتار شده اند جملات آغازین هر کتاب نشانه ای از آنچه پیش روی داریم است و کتاب خوشه های خشم با این جمله آغاز می‌شود "آخرین بارانها بر سرزمین سرخ و پاره ای از سرزمین خاکستری رنگ اکلاهاما فرو ریخت" آخرین بارانها اولین ضربه نویسنده به خواننده است.

 سرآغاز کتاب با پایان یافتن چیزی شروع می‌شود که از طرفی نماد باروری زمین است و اگر شدید باشد می‌تواند ویران کننده از آب درآید خوشه ها در نتیجه باروری زمین می رویند و خشم نتیجه‌ای جز ویرانی ندارد و زمینی که بارانی به روی آن نمی ریزد جز گرد و خاک چه بر می خیزد و اگر از زمین چیزی نروید انسان چگونه بقا خواهد یافت. این کلمات برای آغاز یک داستان  به اندازه کافی پر قدرت هستند که ذهن خواننده را درگیر کنند پس از این کلمات جان اشتاین بک گوئی موضع گیری سیاسی می کند سرزمین سرخ در همان ابتدای کتابیست که خود حامل محتوای سوسیالیستیاست لذا در همان آغاز نویسنده کتاب تکلیف خواننده را با متن روشن می کند متنی در دفاع از حقوق طبقه کارگری که به علت پایان باران و آغاز خشکسالی گرفتار غم نان است. اما این تمام ماجرا نیست عنصر دوم و تاثیرگذار که ابزار دست نویسنده است شخصیت های داستان هستند در کتاب خوشه های خشم شخصیت های فراوانی هستند اما چند تن از ایشان نقش محوری در روند داستان و بیان ذهنیت نویسنده بازی می‌کنند هرچند همه آنها عصاینگرند اما آنچه مدنظر نگارنده است مشخصاً شخصیت های تام، کیسی و مادر هستند.

کیسی آنطور که قابلی در مقاله خود به آن پرداخته است شخصیتی مانند عیسی دارد نخست اینکه او کشیش است و نام او با نام عیسی در زبان انگلیسی شبیه هم آغاز می‌شود البته این برداشت در ترجمه از دست می‌آورد کیسی نیز مانند عیسی بر دین رایج که اصل و اساس آن طی سالها از بین رفته می شورد و هر چند همچنان موعظه می‌کند اما از نظر گاهی دیگر به سمت خدا می رود چیزی شبیه باور طبیعت گرایانه یا باور استعلایی امرسان. کیسی گویی به یک وحدت وجود خاص گرایش دارد و در نهایت چون عیسی خود را قربانی خانواده جود می‌کند و جرقه های روشن بینی و عصیان را در نهاد تام جود شخصیت عصیانگر دیگر رمان می‌کارد. تام همچون کیسی در روند داستان پخته می شود می آموزد آماده می‌شود که به جنبش دفاع از حقوق کارگران بپیوند.

مادر چه نقشی دارد؛ ابتدای داستان به ما نشان می‌دهد زنان در تصمیم‌گیری‌ها هیچ نقشی ندارند و گوشه ای در انتظار می‌نشینند تا مردان تصمیم به انجام کاری بگیرند، روند که در انتهای داستان کاملاً برعکس شده است. شریفی و عرفانیان در مقاله خود به این موضوع می پردازند از فمینیسم قرن بیستم و همکاری نویسندگان با این جنبش سخن می‌گویند. مادر در روند داستان هم با این نام خوانده می شود انگار نماد تمام مادران کارگران است که یک صدا بر علیه نظام مردسالارانه طغیان می‌کنند و بخشی از رهبری جنبش را بر عهده می گیرند و در نهایت داستان با نقش محوری مادر و دختر بزرگ خانواده جود پایان می پذیرد این کتاب پایان‌بندی چشمگیری هم دارد زیرا بارش شدید باران که در ابتدای داستان پایان پذیرفته بود و در انتها داستان آغاز به باریدن سیل آسا کرده است در حال نابودی همه جاست و در این میان باقی مانده خانواده بجود به دنبال سرپناهی وارد آلونکی می شوند و دختر که تازه فرزند خود را از دست داده است پستان در دهان مرده نیمه‌جانی می‌گذرد تا از شیره جان خود او را که از بی غذایی رو به مرگ است نجات دهد انگار به پا خواستن زنان و تغییری که در نقش ایشان در پایان بندی جلوه کرده است و ایشان بعنوان منجی نشان داده می شوند کامل می‌شود رمان به آغازی سهمگین و پایانی سهمگین تر خواننده را در شروع و خاتمه کار میخکوب می‌کند و روند داستان نمایشی باشکوه از رویش خوشه های خشم در جان و تن کارگران است و پرداخت عمیقی به مشکلات آنان دارد.

 خوشه‌های خشم جان اشتاین بک همزمان درون مایه‌های امیدوار کننده نیز دارد که این حرکت در واقع بر خلاف رویه نسل اول نویسندگان قرن بیستم است چرا که آنها هیچ امیدی نداشته ایشان باورشان شخصیت‌ها در مقابل جریان سرمایه داری و بازگشت به انسان و انسانیت سعی می‌کنند نور امیدی به فضای یاس آور بعد از جنگ جهانی اول بتابانند.

نظرات

نظر خود را بنویسید