نگاهی به کتاب عروسکخانه

نگاهی به کتاب عروسکخانه

عروسک خانه
در این نمایشنامه، ایبسن، جایگاه زن در سال 1872 در نروژ که بسیار شبیه به جایگاه آن در ایران امروزی است را به تصویر می کشد. زنی که شغلش زن بودن، شادی آور و به نوعی عروسک است. زیبا، دلربا، معشوق و نه چیز دیگر. انسانی که به عنوان یک انسان نمی تواند بر اساس عقل و منطق خود تصمیم گیری، انتخاب و عمل کند فقط باید بزید تا زندگی دیگران زیبا باشد و آنها در این فضای زیبا، به زندگی واقعی بپردازند اما زن را وارد واقعیت نمی کنند. وارد زندگی واقعی نمی کنند و چه غمگین است سرنوشت زنانی که این مسئله را حتی درک نمی کنند و در الگو و مسئولیتی که به آنها داده شده است نقش می گیرند و بازی می کنند. که به راستی عنوان کتاب را به خوبی عروسک خانه گذاشته است.
حال اگر این باور ها بشکند، به یکباره تصویری که از نقشی که به آنها یعنی زنان داده شده، و آنها آن را در ذهن خود شکل داده اند، می شکند و متوجه می شوند که همه اینها دروغی بوده که  شاید سالها پذیرفته و به ایفای نقش در آن پرداخته اند اما چه حاصل که از زندگی کردن باز مانده اند. به عنوان یک انسان مستقل و حقوق و مسئولیت برابر و عادلانه.

نظرات

نظر خود را بنویسید