عروسکِ خانه

عروسکِ خانه

روایتِ لحظه ی فروپاشی جهان تصورات در مقابل واقعیت عریان تمام آن چیزی است که در عروسک خانه از لا به لای کلمات به غایت درست انتخاب شده ی نویسنده و البته مترجم در برابر دیدگان خواننده قرار می گیرد، دو پرده مقدمه چینی و فضا سازی دقیق "ایبسن" به لحظه ای شگفت در پرده سوم ختم می شود که طی آن، موجود خوش باور و آرام و امیدوار نمایش، منشور تصورات خودش را که هر نوری که به آن می تابید با جادوی امید می آمیخت شکسته در مقابل خود میبیند و این لحظه، پایان زندگی در جهان خیالی و آغاز زندگی در جهان واقعیت است.

"نورا" در تنهایی باید به شناختن خود بپردازد بدون کمک و حمایت چراکه این وظیفه ی اصلی اوست وظیفه ی اصلی هر انسانی که خود را بشناسد و از درون جهان خیالی که برای خود ساخته بیرون بیاید و با واقعیت موجود در جهان آشنا شود. در جهان "نورا" از خودگذشتگی ارزش و اعتباری بالاتر از جعل امضا دارد در جهان "نورا" قانون باید برای این از خودگذشتگی اعتباری قائل شود اما در جهان واقع اینگونه نیست در جهان واقع جاعل به زندان می رود و اعتبار و حیثیتش برباد سپرده خواهد شد اما او که از خودگذشتگی کرده در بهترین حالت تنها تشکری دشت خواهد کرد. که "نورا" آن را هم دریافت نمیکند.

نمایشنامه عروسک خانه اثر ایبسن، فریادی است بر نادیده گرفته شدن زنان و نگاه ابزاری به آنها داشتن. نورا خود را عروسک خانه میخواند که روزگاری ابزار سرگرمی پدر بوده و حالا وسیله ی بازی شوهر است. از خود استقلال و آزادی ندارد نه در خانه پدر نه در خانه شوهر نه در متن قانون. نورا بر میخیزد، صدا میشود و میگوید که دیگر نمیتواند این وضعیت نادیده گرفته شدن را این وضعیت ابزار بودن این وضعیت اوبژه بودن را تحمل کند او هم میخواهد فاعل شناسا باشد نه متعلق شناسایی او هم میخواهد انتخاب کند نه انتخاب شود یا برایش انتخاب کنند او هم انسان است و باید به چشم یک انسان به او نگاه شود نه چون روایت کتاب مقدس موجودی خلق شده از دنده چپ مرد.

نمایشنامه ایبسن تلنگریست به تمام آنهایی که خواسته یا ناخواسته، دانسته یا ندانسته تن به این شرایط داده اند شرایطی که دین، قانون، عرف و سنت به آنها تحمیل کرده است. چه مردان و چه زنان در لا به لای کلمات آن لحظه ای از خود را می یابند مردان آنجایی که به جای همسر مادر یا دختر خود تصمیم گرفته اند یا چون او را ضعیف فرض کرده اند از مشارکتش در تصمیم اجتناب کرده اند و زنان آنجایی که ابزار بودن را به تحمل بار مسئولیت ترجیح داده اند. ایبسن ما را از خواب بیدار میکند نشان می دهد که زندگی مشترک به واقع مشترک است یا باید باشد در تصمیم گیری در قبول مسئولیت ها در همراهی کردن ها در همه و همه ی این لحظات هر دو ستون خانواده باید مشارکت کنند و گرنه روزی فرا خواهد رسید که ستون ضعیف تر در زیر بار فشار شکست بخورد و مجموعه کاملا ویران شود. این یعنی هر دو ستون باید همتراز باهم رشد کنند تلاش کنند بخواهند بگویند و در یک کلام مشارکت داشته باشند تا زندگی مشترک باشد تا درنهایت سرنوشتشان چیزی شبیه سرنوشت نورا و هلمر نباشد.

 

نظرات

نظر خود را بنویسید