زبان فارسی

زبان فارسی

از زمان ساسانیان تا به قدرت رسیدن یعقوب لیث صفاری نمی‌دانیم بر زبان فارسی چه گذشته. بعد از حمله اعراب تا قرن سوم هیچ مکتوبی به زبان فارسی باقی نمانده. می‌دانیم که در 125 ه.ق. اعراب زبان رسمی دربار را در سراسر قلمروشان به عربی تغییر دادند. از زمان به قدرت رسیدن اعراب در ایران آنها تمام مکتوبات را از بین بردند، نوشتن به زبان فارسی را ممنوع کردند و کوشیدند که ریشه این زبان را برکنند.

با این همه زبان مردم عادی فارسی بود و نتوانستند عوام را به یادگیری عربی مجبور کنند. البته امیران و بزرگان برای حفظ منافع خود از بیخ عرب شدند، ولی به‌هر صورت هرکس هرچه از آن او بود حفظ می‌کرد. بزرگان ضیاع و عقار را و مردم زبان و فرهنگ را.

وقتی یعقوب لیث به قدرت رسید، شاعران به پابوسش آمدند و در مدحش (به عربی) شعر گفتند. چون از میان مردم برخاسته بود و عربی نمی‌دانست، گفت: «چیزی که من اندر نیابم چرا باید گفت؟» در مجلس محمدبن وصیف نامی برخاست و در مدح او شعری فارسی سرود (به‌نقل از تاریخ سیستان)، و این اولین نشانه از زبان فارسی بعد از ورود اعراب (حدود 247ه.ق) است، و شاید بتوان گفت که سرآغاز فارسی نوین است که از قرن 7 و 8 میلادی تا کنون را دربرمی‌گیرد. در طول تاریخ هرکه کوشید نتوانست این زبان را از بین ببرد، در زمان مغول همه‌چیز از بین رفت الا زبان و فرهنگ ما، و این مردم عادی بودند که نگذاشتند زبان فارسی از میان برود.

از زمان سامانیان که گسترش زبان فارسی آغاز شد چون سروکار نویسندگان و شاعران بیشتر با سلاطین و درباریانی بود که فارسی زبان مادری‌شان نبود (مثل سلجوقیان و غزنویان) رفته‌رفته تعبیرهای نامانوس و تکلف‌های بی‌مزه و اداری زبان فارسی (هرچند هدف بیشترشان هم خوانده شدن توسط مردم نبود و مکتوبات اکثرا به سفارش بزرگان و برای آنان تحریر می‌شدند) را از آن زبان شیرین و ساده‌ی مردم جدا کرد. در هر دوره کلماتی از عربی و ترکی و مغولی، گروه‌گروه به زبان فارسی وارد می‌شدند و بعضی ماندگار می‌شدند و گروهی پس‌زده می‌شدند.

با این‌که نثر فارسی آکنده از این کلمات می‌شد و مکتوبات هرچه بیشتر از زبان مردم عامی فاصله می‌گرفت، ولی هنوز هم درمیان مردم زبان فارسی سادگی و ملاحت خودش را حفظ کرده بود تا جایی که کسی مثل سعدی آمد و آن را به قله رساند.

فارسی از زمان تیموریان و سلجوقیان رو به انحطاط رفت و اوج آن در دوره صفویان بود که شاعران و کاتبان همه به مدح پادشاهان کمر بستند و فارسی را رو به نابودی کشیدند، تا این‌که در زمان قاجار و بازشدن پای اروپاییان به ایران و آشنایی با صنعت چاپ بود که نفسی تازه به زبان فارسی دمید و آن را به سویی سوق داد که ما اکنون به آن سخن می‌گوییم و می‌نویسیم.

نظرات

نظر خود را بنویسید