ویت تان نوین



ویت تان نوین سال 1971 در ویتنام به‌دنیا آمد. والدینش از مهاجرانی بودند که در 1954 از شمال ویتنام به جنوب آن آمده بودند، و پس از سقوط سایگون در 1975 به امریکا فرار کردند. در امریکا به یکی از 4کمپی که برای مهاجران ویتنامی درنظر گرفته شده بودند رفتند و تا سال 1978 در آنجا ماندند. سپس به هریسبرگ در پنسیلوانیا و بعد از آن به سن خوزه در کالیفرنیا نقل مکان کردند. و یک فروشگاه مواد غذایی تاسیس کدند.
ویت در همان شهر به مدرسه و سپس به کالج رفت. بعد از آن به دانشگاه برکلی رفت و در سال 1992 مدرک لیسانس هنر و در 1997 دکترای زبان انگلیسی را در این دانشگاه گرفت. در همان سال او به لس‌آنجلس رفت و به عنوان استادیار در اداره مطالعات امریکا و قومیت مشغول به کار شد.
او علاوه بر تدریس به عنوان منتقد فرهنگی در نیویورک تایمز و همچنین سردبیر diaCritics شبکه هنرمندان ویتنامی مشغول به کار است.
اولین مجموعه داستان او در سال 2007 و پس از آن چندمجموعه داستان دیگر و کتابی تحقیقاتی با همکاری دانشگاه هاروارد منتشر کرده است.
اولین رمان او در 2015 با عنوان هواخواه منتشر شد و خیلی زود مورد توجه خوانندگان و منتقدین قرار گرفت و چندین هفته جزو کتابهای پروفروش ادبیات داستانی بود. کتاب جوایز متعدد از جمله جایزه #پولیتزر 2016 را برای نویسنده به ارمغان آورد. رمان دوم اوم با نام پناهندگان در 2017 منتشر شده است. ‌


نقل‌قول‌های نویسنده

سخت ترین چیز درباره ی صحبت کردن با یک زن، برداشتن قدم اول است، ولی مهم ترین نکته این است که فکر نکنید. فکر نکردن سخت تر از چیزی است که به نظر می رسد، با این حال درباره ی زنان، انسان هرگز نباید فکر کند. هرگز، اما این به راحتی جواب نمی دهد. دفعات اولی که در دبیرستان به دخترها نزدیک شدم، زیادی فکر کردم، مکث کردم و در نتیجه دوباره و دوباره شکست خوردم. ولی در نهایت متوجه شدم تمام زورگویی های دوران کودکی که نسبت به من شده بود، مرا قوی کرده و باعث شده باور کنم رد شدن، بهتر از نداشتن هیچ گونه شانسی برای دیده نشدن است. در نتیجه این طور شده بود که من حالا، در حین نزدیک شدن به زنان، با چنان شهودی با تمام شبهات و ترس ها مذاکره می کردم، که خود بودا هم کارم را تایید می کرد. کنار لانا نشستم و به هیچ چیز فکر نکردم، تنها غریزه ام و سه اصل اولیه ام برای صحبت کردن با یک زن را دنبال کردم: اجازه نگیر، سلام نکن، و نگذار که اول او صحبت کند

ودکا یکی از سه چیز ساخته‌شده توسط جماهیر شوروی بود که برای صادرات مناسب بودند، اگر نخواهیم تبعیدی‌های سیاسی را جزو آن دسته بشماریم؛ دو مورد دیگر، اسلحه و رمان بودند. من از نقطه‌نظر حرفه‌ای، سلاح‌ها را تحسین می‌کردم ولی به ودکا و رمان عشق می‌ورزیدم. یک رمان روسی قرن نوزدهم همراه یک ودکای خوب به‌طور بی‌نقصی کنار هم قرار می‌گیرند. خواندن رمان در حال نوشیدن ودکا، نوشیدنی را مشروع می‌کند و در عین حال نوشیدنی، رمان را از چیزی که واقعا هست کوتاه‌تر می‌کند.

هواخواه | صفحه‌ی: 225

مشخصات نویسنده


  • نام انگلیسی : Viet Thanh Nguyen
  • ملیت : امریکا - ویتنام
  • زبان : انگلیسی
  • محل تولد : Ban Me Thuot, Vietnam
  • سال تولد : 1971-12-04