یوهان ولفگانگ فون گوته



همان‌گونه که نی‌شکر جهان را از شیرینی‌اش می‌آکند، از قلم من هم واژه‌ها خوش بتراوند. _دیوان غرب و شرق


یوهان ولفگانگ فون گوته در 28 اوت 1749 در فرانکفورت-آم-ماین، در خانواده‌ای مرفه به‌دنیا آمد.
سال‌های نخست زندگی او پر از آشفتگی و ناامنی بود، او که دوران کودکی‌اش در محیط امن و امانی گذشته بود، در نوجوانی احساساتی سرکش، دلی پرتردید، حرکاتی افراطی و احوالی پر فراز و نشیب داشت. در مدرسه همیشه در درس‌های مختلف از رتبه‌ی اول تا هفدهم در نوسان بود. توماس مان گوته را در این دوران «کرّه اسب نژاده‌ی چموش» می‌خواند. زندگی او در وجه بیرونی‌اش زندگی‌ای شگفت و چشم‌گیر بود ـ شهرت و موفقیت آنی، روابط عاشقانه، ملاقات‌ها، مکاتبه و رابطه‌ی بارآور با بزرگان زمانش، وسعت بیش از اندازه‌ی دامنه‌ی علایق و فعالیت‌ها در علوم و مسائل انسانی؛ اما آن‌چه همه‌ی این‌ها را مقدور و ممکن می‌کرد نیازی درونی به تغییر و رشد بود.
گوته در کنار پدر و معلم خصوصی‌اش بسیاری از معلومات را، از جمله زبان‌های لاتین، یونانی، فرانسوی، انگلیسی و عبری فرا گرفت.او بین سال‌های ۱۷۶۵-۱۷۶۸ در لایپزیگ به تحصیل حقوق پرداخت. پس از سال ۱۷۶۸، گوته به زادگاهش بازگشت و مدتی نیز در دارمشتات بود.
در مرحله‌ی نخست زندگی، گوته با توسل به استعداد شاعرانه‌اش دنیای درونی خود را محفوظ نگه می‌داشت. او برای درمان خود شعر می‌نوشت. او این عادت را در خود پروراند که «هرآن‌چه را که لذت می‌بخشید یا هرآن‌چه را به درد می‌آورد»، یا هرآن‌چه «که دل و جان را اشغال می‌کرد» بدل به داستان یا شعر کند «تا درکش از چیزهای بیرونی را بپالاید و نیز تسلایی درونی فراهم آورد.»
اگرچه نخستین اشعار و نمایشنامه‌های گوته قطعا در متعادل کردن احساسات سرکش او موثر بودند، اما تاثیرات و عوامل دیگری در روند رشد او تاثیر داشتند که او را به نظریه‌ی جدید ادبیات و هنر پیوند دهد. و این تاثیر عمده را «گوتفرید فون هردر» روی او گذاشت. او گوته را با شعر فرهنگ‌های گذشته، با شعر اوسیان، و با شعر شکسپیر آشنا کرد. و این انتخاب فلسفه‌ای داشت که بنابر آن: شعر زبان مادر بود، و شاعر جایگاهی بالاتر از فیلسوف داشت زیرا از حقیقت سهم بیشتری برده بود.
همه‌ی این تعلیمات و آموزش‌ها پایه شد برای نمایشنامه تاریخی «گوتس فون برلیشینگن (1773)» که چنان تاثیر شکسپیر در آن مشهود است که هردر به گوته می‌نویسد:«شکسپیر به کلی تو را فاسد کرده است.» گوته در این نمایشنامه توانست تاریخ بومی را وارد تئاتر آلمان کند. (اما گوته منظور دیگری هم از این نمایشنامه داشت؛ در واقع این اثر برای دفع احساس گناهی است که گوته از ترک معشوقه‌اش «فردریکه بریون» بود که زمانی الهه‌ی الهام بخش گوته در سرودن اشعار عاشقانه بود.)
همچنین این اثر آغازگر جنبش «اشتورم اوند درانگ» در ادبیات آلمانی بود؛ جنبشی جوانانه، به دست جوانان و برای جوانان، که هدف فردگرایی را تا نهایتش، تا رد همه‌ی انتظامات سنتی و نهادی در هنر و نیز در جامعه، به پیش برد. (تعالیم ژان‌ژاک روسو پشتوانه‌ی این جنبش بود.)
کتاب بعدی گوته «رنج‌های ورتر جوان (1774)» که شاید مشهورترین اثر او در ادبیات جهان باشد، با همان سرعت و کارایی گوتس نوشته شد. الگوی کار در گوتس شکسپیر بود، حال آن‌که ورتر با تاثیرپذیری مستقیم از ژان‌ژاک روسو، سمیوئل ریچاردسون و رمان نامه‌نگارانه نوشته شده بود. اما گوته این شکل و قالب را برای هدفی منحصر به‌فرد به‌کار گرفت: خودکشی. و بعدها در جایی نوشت: «کرم مرگ از همان آغاز در وجود او بود.»
سرگذشت ورتر از زمان ناکامی در عشق تا مرگ روایت می‌شود. ورتر شاعر است، نه به این معنا که شعر می‌گوید، بلکه احساسات شاعرانه دارد. او در سه چیز همانند گوته است: یکی از نظر عشق ناکام و پاسخ نیافته، که گوته هم به دلیل نامزدی دوستش (شارلوته بوف!) با کسی دیگر احساس می‌کرد؛ دیگر از نظر اوضاع و احوال، که گوته هم پس از سال‌های دانشگاهش به بیهودگی و بطالت می‌گذراند؛ و سوم از نظر اندیشه‌ی خودکشی که در آن زمان تمام فکر گوته را به خود مشغول داشته بود.
یک سال بعد از انتشار ورتر و اجراهای موفق گوتس، «کارل آوگوست» حاکم هجده ساله‌ی دوک نشین وایمار ، گوته را به آنجا دعوت کرد، و گوته تا آخر عمر در این شهر ماند. گوته با موفقیت و جایگاهی که داشت توانست هردر را به وایمار و شیلر را به ینا (شهری نزدیک وایمار) بیاورد و به این ترتیب مثلث فیلسوفان ـ شاعران شکل گرفت. مثلثی کاملا آلمانی (یک نسل قبل فردریک کبیر ولتر فرانسوی را به دربارش دعوت کرده بود)
گوته موقعیت مشخصی در وایمار نداشت، نخست مشاور مخصوص شد، بعد سرپرست معادن، سرپرست اداره سرباز گیری، مدیر تئاتر وایمار و... 
زندگی در وایمار آن انرژی‌های سال‌های نخست گوته را مهار کرد و جهت داد؛ اما نه در جهت منفی، که محیط امن و آسوده وایمار باعث اعتلای او شد. بارزترین اثر این دوره نمایشنامه‌ی تاریخی «اگمونت(1778)» است که رد پای شکسپیر را در این اثر هم می‌توان یافت. صحنه‌ی آخر این نمایش با توضیح صحنه‌ی «سمفونی پیروزی» است که بتهوون برای آن آهنگسازی کرد.
اثر مهم بعدی گوته «ایفیگنیا در تائوس» است. این نمایشنامه آشکارا گامی به پیش در نظم و زیبایی در هنر است و نمونه‌ی اعلای کلاسیسیسم در این دوره. ایفیگنیا آرمان اومانیستی را که در ادبیات آلمان با درخواست‌های لسینگ برای رواداری مذهبی آغاز شده بود به اوج خود رساند. شیلر نیز به نوبه‌ی خود این آرمان را به قلمروهای سیاسی و اجتماعی کشاند.
در 1786 گوته به ایتالیا رفت. دوره ای پربار که تاثیرات بسیاری روی او داشت. حاصل این دوران فراگیری هنر مجسمه‌سازی و مطالعه آثار رافائل و میکل آنژ، درک عمیق‌تر از طبیعت و نوشتن چند اثر و اشعار مختلف بود. 
در 1788 به وایمار بازگشت.
در 1795 کار روی نوشتن «سال‌های کارآموزی ویلهلم مایستر» را از سر گرفت. اثری رئالیسمی که به جهان بیرونی و به اشخاص و حوادث در میان طبقه‌ی متوسط و دنیای اجتماعی پیرامونش می‌پردازد.
اما مهم‌ترین و بزرگ‌ترین اثر گوته «فاوست» است. اثری که 60 سال از عمرش صرف تکمیل آن شد. اثری که همیشه در گوشه‌ای از اندیشه‌ی گوته حضور داشته و حاصل عمر اوست. بخش اول این اثر در 1808 تکمیل شد، گذر از فرد و رسیدن به نوع را می‌توان توصیفی از این بخش دانست. و بخش دوم آن در سال‌های پایانی زندگی او تکمیل شد.
گوته یکی از کلیدهای اصلی ادبیات آلمانی و جنبش وایمار کلاسیک و همچنین رمانتیسیسم به‌شمار می‌رود. وی یکی از مردان بزرگ فرهنگی قرون ۱۸ و ۱۹ اروپا و یکی از افراد برجسته‌ی ادبیات جهان محسوب می‌شود. 
گوته آلمانی، شکسپیر انگلیسی، هومر یونانی، و دانته ایتالیایی را چهار رکن ادبیات اروپا می‌دانند.
گوته در سال 1832 بر اثرنارسایی قلبی در شهر وایمار درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد.
گفته می‌شود آخرین گفتهٔ شاعر پیش از مرگش، نور بیشتر (آلمانی: Mehr Licht) بود.
 


نقل‌قول‌های نویسنده

اساساً آدم هایی خوشبخت ترند که بچه وار فارغ از غم فردا زندگی می کنند و به هرجا که می روند عروسکشان را با خودشان می برند و رخت به تنش عوض می کنند و به هوای نان قندی مادر با همه ی احترام جلوی صندوق خوراکی بالا و پایین می روند، وقتی هم که بالاخره به این آرزوی دلشان رسیدند. دو لپه می خورند و داد می زنند: بازهم!

رنج‌های ورتر جوان | صفحه‌ی: 22

در این مملکت کدخدا که به کاری اراده کرد، از دیگران کاری بر نمی‌آید.

رنج‌های ورتر جوان | صفحه‌ی: 118

زندگی در چشم برخی آدم‌هاخواب و خیالی بیش نیست. این گمان گاهی به من هم دست می‌دهد. وقتی آن مرز و محدودیتی را می‌بینم که پویایی و پژوهندگی آدمی اسیر حصار آن است، وقتی می‌بینیم هدف همه‌ی تحمل سختی‌ها تامین نیاز زندگی است و هدف این تامین باز به سهم خود افزودن بر روزهای همین زندگیِ سخت، یا وقتی می‌بینم دلخوشی آدمی به آن اندک دستاوردهای دانش و پژوهش بر توهم و تسلیم پایه دارد و از این حیث آدمی صرفا اسیری است که دیوارهای سیاهچال خود را با تصویرهایی رنگین و چشم‌اندازهایی زیبا می‌آراید... همه‌ی این چیزها، ویلهلم عزیز، مرا به بهت می‌اندازد.

رنج‌های ورتر جوان | صفحه‌ی: 21

مشخصات نویسنده


  • نام انگلیسی : Johann Wolfgang von Goethe
  • نام مستعار : گوته
  • ملیت : آلمان
  • زبان : آلمانی
  • محل تولد : فرانکفورت آلمان
  • سال تولد : 1749-08-28
  • محل مرگ : وایمار آلمان
  • سال مرگ : 1832-03-22
  • محل دفن : وایمار
کتاب‌های معرفی‌شده‌ی نویسنده