برای آنها کاری را کرده بودم که هیچ‌کس نخواسته بود برای من بکند: نه گفتن به امیدهایشان.

آنتونیو دی‌بندتو | ساما


دل نوشته ها

آخرین باران‌هایی که نم‌نم روی زمین‌های سرخ و پاره‌ای از زمین‌های خاکستری‌رنگ اکلاهاما فروریخت، نتوانست زمین ترک‌خورده را شیار کند. گاوآهن‌ها کرته جویبارها را می‌بریدند و باز می‌بریدند. آخرین باران‌ها ذرت را به سرعت رویاند و انبوهی از علف‌های درهم در طول جاده گسترد. اندک‌اندک زمین‌های خاکستری و زمین‌های تیره سرخ در زیر پوششی سبز نهان شد. اواخر ماه مه رنگ آسمان پرید و برها، که زمانی دراز، سراسر بهار، در آن بالاها آویزان بود، پراکنده شد. روزبه‌روز آفتاب ذرت‌های نورسته را می‌سوزاند تا آنجا که مغزی قهوه‌ای‌رنگ روی سرنیزه‌های سبز کشیده شد. ابرها پدیدار می‌شدند، و بدون کوششی برای بازگشت دور می‌شدند. علف‌ها برای حمایت خود لباس‌های سبز تیره‌ای به تن کردند و دیگر از گسترش بازماندند. رویه زمین سخت شد و قشر نازک و سفتی آن را پوشاند و همین که رنگ آسمان پرید، زمین نیز رنگ باخت؛ نواحی سرخ، صورتی و نواحی خاکستری، سفید شد.

خوشه‌های خشم | جان استاینبک

کلمات کلیدی